خانواده

پنج ماه پیش با دختری در دانشگاه اشنا شدم، اوایل اشناییمون خیلی به من ابراز علاقه میکرد و هر روز درخواست داشت همدیگر و ببینیم، من هم به درخواستش جواب مثبت میدادم. بعد از مدتی دیدم با پسرهای دیگه هم در دانشکده خیلی گرم میگیره، و الان طوری شده که چطور بشه که هفته ای یکی دوبار در حد تماس تلفنی با هم در ارتباط باشیم. احساس میکنم دیگه به من علاقه ای نداره. نمیدونم مشکل از منه یا با همه ی پسرها این رفتار و داره که اول باهاشون گرم میگیره و بعد کم کم سرد میشه. اما از طرفی حس میکنم تو این چند ماه بهش علاقه مند شدم، واقعا موندم که باید رابطه مو باهاش ادامه بدم یا تمومش کنم؟ و اگر بخوام رابطه مو تموم کنم با علاقه ای که بهش دارم چیکار کنم؟
سلام دوست عزیز، شما دچار وابستگی عاطفی شده اید. اینکه بعد از چند ماه رابطه صمیمی روی این رابطه حساب جداگانه ای باز کردید و علاقه طرف مقابل رو بدون ارزیابی از روی عشق تلقی کردید امر چندان عجیبی در بین دانشجویان نیست. منتها توجه داشته باشید که در رابطه های دوستی هر علاقه ای پایه جدی نداره. جدای از اینکه بخواهیم راجع طرف مقابل قضاوت کنیم. بهتون توصیه میکنم وارد این رابطه نشید و سعی کنید برای این وابستگی از متخصص کمک بگیرید.
دختری هستم ۲۷ ساله. تا الان با هیچ پسری ارتباط نداشتم، از طرفی خیلی دوست دارم عاشق بشم و عشق و تجربه کنم. اما تا الان پیش نیومده که از کسی خوشم بیاد. به نظر شما باید با این تضادم چیکار کنم؟
سلام دوست عزیز. اینکه تابحال از کسی خوشتان نیامده ممکن است نشان دهنده کمال گرایی شما باشد. از طرفی مهارت های ارتباطی و اجتماعی شما ممکن است نیاز به تقویت داشته باشد. پیشنهاد میکنم از مجموعه کتاب های مهارت های زندگی بزرگسالان استفاده نمایید.
برای دختری که یک رابطه خیلی نزدیک و دوستانه با دختری دیگه داشته و بعد از چند سال دوستی رفتارهایی نشون میده که هرروز رابطه سرد و سردتر میشه، اما بعد از اون پرونده تو ذهن فرد بازه و به گفته خودش باورهامو نسبت به روابط دوستانه شکست. حالا زمان گذشته اما پرونده این موضوع تو ذهن فرد هنوز بازه و هنوز اذیت میشه و مهم تر اینکه تو این چند سال اخیر اون فرد نسبت فامیلی نزدیک باهاش پیدا کرده. اما خشم این فرد هنوز باقیه، و اضطراب از رفتارهاش معلومه علاوه بر اینکه اعتماد به نفسش هم ضعیف شده و تو اکثر چیزا دنبال تایید گرفتن از بقیه ست، اولین کار برای این ادم چی میتونه باشه وقتی هنوز حرفای خیلی نگفته با اون شخص داره و اینکه اون دوستی که باعث سردی روابطشون شد صراحتا میگه گذشته ها گذشته و برام بی اهمیته. این شخص چطور میتونه پرونده این موضوع و برای خودش ببنده؟
دوست عزیز سلام. درود بر شما. پیام شما بسیار مبهم است. سن، جنس، شرایط، نوع رابطه مشخص نیست و به صورت کلی به شما پاسخ میدهم. شخصی که در موردش صحبت میکنید درگیر دوستی طولانی و تجربیاتی بوده که احتمالا برای خودشان این سرد شدن و قطع رابطه منطقی است. صرف این موضوع نمیتواند باعث افت اعتماد به نفس و تاییدطلبی گردد. معمولا این حالت از قبل وجود دارد و این مساله ممکن است ان را تشدید کرده باشد. زمانی که شخص مورد نظر شما در مورد بی اهمیت بودن گذشته صحبت میکند چند احتمال وجود دارد. یک اینکه واقعا با این موضوع کنار امده و اکنون نیاز به تجربیات جدید دارد. دوم اینکه امادگی پذیرش شکست در رابطه و سپس تغییر حال و هوای خود را ندارد که در این صورت اصرار دیگران به تغییر کمکی به او نمیکند. برای کمک به این شخص مدام در مورد این موضوع صحبت نکنید و سعی نمایید تجربیاتی جدید برایش ایجاد نمایید.